تبلیغات
فروشگاه شما - شعر در مورد تنهایی

شعر در مورد تنهایی

نویسنده :مسعود هاشمی
تاریخ:جمعه 17 شهریور 1396-10:19 ق.ظ

شعر در مورد تنهایی و غربت

تنهایی

خیابانی است

که با تو

از آن عبور می کنم

اما

در میان راه

دستم را رها می کنی

و من می مانم وُ

بوق ممتدی

که گوش زندگی ام را

کر می کند…

نمی‌دانم

در کجای عشق، ایستاده‌ام!؟

خوب است یا بد؟

اما دلم دیگر برایت

تنگ نمی‌شود،

نمی‌تپد!

شعر در وصف تنهایی

نم‌نم

به لطفِ گریه

از “غم” گذشته‌ام…

من به تَرکِ عادت‌ها

عادت کرده‌ام؛

بر گشته‌ام

به اوّلِ اوّلِ آشنایی

به همان روزهای بی”تو”یی

تنهایی.. تنهایی.. تنهایی…

شعر به وصف تنهایی

خدا بعضی ها را

از چشمهای‌شان آفریده

اول چشم‌های مرا آفریده مثلا

بعد زل زده توی مردمک‌هایم

و با خودش گفته

باید چیزی شبیه باران بیافرینم

که دست از سر این دو تا دایره ی محزون برندارند!

بعد

برای چشم‌هایم صورتی کشیده

دست

پا

قلب

و گفته این آدم حتما باید زن باشد

ابْر مونثی

که یک عمر ببارد

گاهی

سر بر شانه ی کوهی

و گاهی

در عمق تنهایی

شعر در مورد تنهایی و غربت

تنهایی

خیابانی است

که با تو

از آن عبور می کنم

اما

در میان راه

دستم را رها می کنی

و من می مانم وُ

بوق ممتدی

که گوش زندگی ام را

کر می کند…

نمی‌دانم

در کجای عشق، ایستاده‌ام!؟

خوب است یا بد؟

اما دلم دیگر برایت

تنگ نمی‌شود،

نمی‌تپد!

شعر در وصف تنهایی

نم‌نم

به لطفِ گریه

از “غم” گذشته‌ام…

من به تَرکِ عادت‌ها

عادت کرده‌ام؛

بر گشته‌ام

به اوّلِ اوّلِ آشنایی

به همان روزهای بی”تو”یی

تنهایی.. تنهایی.. تنهایی…

شعر به وصف تنهایی

خدا بعضی ها را

از چشمهای‌شان آفریده

اول چشم‌های مرا آفریده مثلا

بعد زل زده توی مردمک‌هایم

و با خودش گفته

باید چیزی شبیه باران بیافرینم

که دست از سر این دو تا دایره ی محزون برندارند!

بعد

برای چشم‌هایم صورتی کشیده

دست

پا

قلب

و گفته این آدم حتما باید زن باشد

ابْر مونثی

که یک عمر ببارد

گاهی

سر بر شانه ی کوهی

و گاهی

در عمق تنهایی

شعر در مورد تنهایی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo